سه بازیگر خانم که سینمای ایران را در خماری گذاشتند
حالا از آخرین حضور ترانه در سینما نزدیک به سه سال میگذرد و جالب اینکه سه فیلم آخرش هم به صورت غیرقانونی منتشر شد. ترانه در فجر امسال هم نبود. در فجر 41 اما میتوانست با دو فیلم "برادران لیلا" و "تفریق" مدعی بزرگ کسب سیمرغ بلورین باشد اما خب مواضع و نحوه حضورش در جشنواره کن را مانعِ راهش کردند. در مسائل مربوط به جنبش "میتو" هم انصافا کم نگذاشت. او حالا حتی در سریالهای پلتفرمی هم جایی ندارد. هنوز روزهای درخشانش در "شهرزاد" را فراموش نکردهایم. آیا امروز جایش بیش از اندازه خالی نیست؟ او نمیتوانست در "آبان" باشد؟ یا مثلا در همین تاسیانِ توقیفی ایفای نقش کند؟ باور کنید میتوانست!
کتایون ریاحی
کتایون ریاحی سال گذشته ممنوعالکار شد. داستانهای دو سال اخیرش را همه میدانیم، مواضع او طوری بوده که حتی میتوانست مانع بازپخش سریال محبوب "شب دهم" شود، اما ظاهرا مسئولان صداوسیما عقب نشستند. به طور کلی کتایون ریاحی حدود 16سال است که از دوربین دوری میکند. این انزوای خودخواسته و آن اتفاقات غیرسینمایی دست به دست هم داده تا این دوری بیشتر و بیشتر هم شود.

به هر حال ریاحی از حافظه سینمای ما پاک نمیشود و هنوز در حافظه تصویری ایرانیان پابرجاست. پدرسالار، پس از باران، شام آخر و حتی یوسف پیامبر. او کم شاهنقش نداشته. بازیگری که اگر شرایط کار داشته باشد و صدالبته که خودش هم چراغ سبز نشان بدهد، با توجه به زیباییهای بصری و اکتهای قدرتمندش هنوز هم میتواند جزو انتخابهای نخست کارگردانان سینمای ایران باشد. با این حال او در همین زمینهها هم هیچگاه ادعایی نداشته و مثل برخی نبوده که در زیبایی، خود را با برخی هنرمندان سالهای دور قیاس کند. به هر حال مگر ما چند بازیگر قدرتمند نظیر کتایون ریاحی در این سینمای رو به زوال داریم؟ البته که آش هم خیلی شور شده و بعید است او حالا حالاها خیال برگشت به سرش بزند.
پانتهآ بهرام
پانتهآ بهرام هم جزو فهرست ممنوعههاست. او حتی ممنوعالتدریس هم شده. شاید کمتر کسی بداند که که او با "هامون" وارد سینما شد. فیلمی که هنوز هم پس از سالها کار میکند. در واقع پانتهآ با مهرجویی آمده و با کیمیایی هم از سینما کوچ کرده. آخرین تصاویرش در تلویزیون هم مربوط به حضور در خندانندهشوی رامبد جوان است. انگار خیلی سال است که خیال حضور ندارد. البته که حوادث 1401 مسیر او را تا حدود زیادی برای بازگشت مسدود کرد و اگر در محافل سینمایی هم حاضر شود؛ ظاهر متفاوتی از خود به نمایش میگذارد.

جای خالی سیمینِ چهارشنبهسوری هم مثل سایر همکارانش حس میشود. او به هر حال علاوه بر سینما، زمانی پای ثابت آثار تلویزیونی هم بود. البته که در تلویزیون گزیدهکار بود، تن به بازی در هر سریالی نمیداد و تلاش میکرد بیشتر با مقدم و جیرانی کار کند. به هر حال خواه یا ناخواه پانتهآ بهرام هم انگار تمایلی به همکاری با سینما و تلویزیون ندارد. در واقع او و همقطارانش ناخواسته مسیر جولان برخی را هموار کردهاند. البته که بنظر میرسد همه چیز بدین سان نخواهد ماند.